خبرگزاری حوزه | جنگ را به عنوان یک پدیده شوم که به این وسعت فقط از بشر سر میزند از ابعاد مختلفی میتوان مورد بررسی قرار داد. با وجود گذشت ۱۷ روز از جنگ تحمیلی سوم به ایران در تاریخ انقلاب اسلامی، بر آن شدم تا یادداشتهایی را در رابطه با وظیفه اصحاب علوم انسانی در جنگ کنونی منتشر کنم. به فراخور رشتههای مختلف علوم انسانی در هر بخش به تکالیف و نقشهایی خواهم پرداخت که متخصصان در علوم مختلف انسانی میتوانند ایفا کنند. یک فیلسوف، جامعهشناس، روانشناس، اقتصاددان، حقوقدان و ... هر کدام کنشگری متناسب با خود را میتوانند داشته باشند. نکته نظرات اساتید فن قطعا مفید بوده و موجب امتنان خواهد بود.
اینک به سراغ بنیادیترین و در عین حال عامترین این علوم، یعنی «فلسفه» می روم.
شاید در نگاه نخست، فیلسوف در برج عاج انتزاعات پنداشته شود که فرسنگ ها با خط مقدم و واقعیت های خشن میدان فاصله دارد؛ اما واقعیت آن است که هیچ گلوله ای شلیک نمی شود مگر آنکه پیش تر، مبانی نظری و توجیه های اخلاقی آن در ذهن ها صورت بندی شده باشد. مواجهه یک فیلسوف با پدیده جنگ را می توان در سه ساحت اصلی کنش گری خلاصه کرد:
۱. ساحت هستی شناسی و معنابخشی:
جنگ پیش از آنکه یک رویداد نظامی باشد، یک بحران وجودی است که انسان را با مفاهیم بنیادینی چون مرگ، رنج، بقا و نیستی روبرو می کند. از رسالتهای فیلسوف در میانه یک جنگ تحمیلی، تبیین «معنای دفاع» است. او باید مرزهای مفهومی میان «خشونت کور و تجاوزگرانه» و «مقاومت شرافتمندانه» را روشن سازد و به جامعه نشان دهد که ایستادگی در برابر شر، چگونه به حیات و هویت جمعی ما معنا می بخشد.
۲. ساحت اخلاق و تحدید قدرت:
در زمانه ای که ماشین جنگی دشمن مرزهای انسانیت را درمی نوردد، ورود به مباحث فلسفه اخلاق و نظریات «جنگ عادلانه» حیاتی است. فیلسوف اخلاق با تبیین دقیق قواعد مشروعیت دفاع و بایدها و نبایدهای رفتار در میدان نبرد، از یک سو حقانیت ایستادگی را استدلال می کند و از سوی دیگر، به عنوان وجدان بیدار جامعه، مانع از لغزش خودیها به ورطه بی اخلاقی می شود.
۳. ساحت معرفت شناسی و نبرد روایت ها:
جنگ سخت همواره با جنگ نرم و بمباران رسانه ای همراه است. در غبار جنگ و در کوران پروپاگاندا و اخبار جعلی که هدفش ایجاد خطای شناختی در توده هاست، فیلسوف با ابزار «تفکر انتقادی» به مثابه یک معیار سنجش حقیقت عمل می کند. او ساختار منطقی روایت های دشمن را واسازی کرده و به جامعه کمک می کند تا اسیر سفسطهها و مغالطههای رسانهای نشود.
خلاصه آنکه، سلاح فیلسوف در جنگ، مفهومسازی و استدلال است. کنش گری او مسلح کردن جامعه به «منطق مقاومت»، تثبیت «اخلاق دفاع» و جلوگیری از فروپاشی معنایی در برابر امواج سهمگین بحران است.
در یادداشتهای بعدی به کنکاش و بررسی دقیقتر این عرصههای سهگانه خواهیم پرداخت.
رضا پوراسماعیل










نظر شما